راهنمای معيارهای انتخاب همسر
قطعأ انتخاب شریک زندگی، جزء یکی از تصمیمها و انتخابهای مهمی است، که هر کس در طول زندگیاش با آن روبرو میشود. با وجود اینکه امروزه تمام افراد به حساسیت این موضوع واقف میباشند، ولی آمار بالای طلاق، حتی در بین کسانی که مدعی شروع زندگی با عشق و علاقه بودهاند، بیانگر این موضوع است که عشق برای بنیان یک زندگی اصلأ کافی نیست و شاید بتوان گفت که اصلاً لازم نیست. عوامل و عناصر مختلفی در بنیان یک زندگی سالم دخیلند و ازدواجی خوب و موفق را موجب میشوند و ثمرهای چون عشق و علاقه را به ارمغان میآورند. در متن زیر سعی کردهایم به پارهای از معيارهای انتخاب همسر و عوامل و عناصری که به شما در انتخاب شریکی شایسته کمک میکند، اشاره نماییم.
|
قبل از ازدواج، در زمان مناسبی به مشاورین ازدواج مراجعه کرده و نظر آنها را جویا شوید. قبل از اینکه نام فردی را به عنوان همسر در شناسنامهیتان ثبت کنید، باید به یک مشاور ازدواج مراجعه نمایید، چون بعد از این امر وظیفهی مشاور حفظ زندگی شماست، نه کمک به انتخابی درست، شایسته و تشخیص متناسب بودن شما برای یکدیگر، از طرفی نباید بعد از یک یا دو جلسه آشنایی و به دست آوردن اطلاعاتی ناچیز از فرد مقابل، به نزد مشاور بروید. زمان مناسب برای این امر، بعد از آشنایی کامل و توافق با یکدیگر و خانوادههاست و زمانی است که شما فرد مقابل را به عنوان همسر آیندهتان قبول کردهاید. متأسفانه تعداد کمی از افراد از مشاوره استفاده میکنند و معمولاً بیشتر افرادی که از این امر سر باز میزنند، به انتخاب اشتباه و نادرست خودشان واقفند. |
|
سادهترین گام برای انتخاب، رسیدن به سن مناسب و داشتن درک و شناخت درست از همراه زندگی است. زندگی مسیری است که باید آن را طی نمود، و به جایی رسید که در آنجا باید ازدواج کرد. درواقع آن زمانی است که انسان به کمالاتی میرسد، کمالاتی که بتواند با یک خانم و یا یک آقا زندگی کند. در این سن، به نیازهای بیولوژیک و سایکولوژیک خود کاملاً واقفید. نیازهای بیولوژیک که در تمام موجودات وجود دارد و انسان نیز از این امر مستثنی نیست، ولی نباید بهخاطر فقرجنسی و فقرعاطفی ازدواج کرد و زندگی زناشویی را وسیلهای برای پر کردن خلاءهای عاطفی تصور نمود. در مقابل، توجه به نیازهای سایکولوژیک که فقط مختص انسان میباشد، مهم است و باید به آن توجه ویژهای شود. مثلاً نیاز به یک همراه و همصحبت، نیاز به تشکیل خانه و خانواده، نیاز به استقلال و توانایی جدایی کامل از خانواده و تشکیل یک زندگی مستقل و... و وقتی انگیزه لازم ایجاد میشود، فرد به دنبال مورد مناسبی برای انتخاب میرود، لکن باید توجه داشته باشید که انتخاب کار مشکلی است و شراکت سخت است. |
|
فردی را که به شراکت انتخاب میکنید باید مسئولیت پذیر باشد. در برخورد با او باید به این نتیجه برسید که فردی پخته است و قابلیت و توانایی و قدرت پذیرفتن مسئولیتهای زندگی را دارد، و او فردی است که در زندگی میشود روی او حساب کرد. فردی که میخواهید شریک مناسبی برایتان باشد، باید فردی مسئول و متعهد باشد، برای این کار میتوانید بررسی کنید که آیا او در زندگی فردی خودش، آدم مسئولیت پذیری بوده و آیا دارای پختگی لازم است و میشود روی آن فرد حساب کرد یا نه، مثلاً آیا توان نگهداری از یک کودک را دارد؟ بعد از خوردن غذا چگونه برخورد میکند؟ آیا بیتفاوت از سر سفره بلند میشود؟ در مواجه با سختیها و مشکلات چه واکنشی نشان میدهد؟ گریه میکند، غش میکند؟! در ضمن یکی از نشانههای پختگی افراد حس احترام آنها نسبت به جهان پیرامون و مردم و اطرافیانشان است. |
|
برای انتخابی مناسب، باید به بلوغ رسیده باشید. بلوغ حالتی است که به علت گذران زندگی به ما تجربیاتی را میدهد که با آن سازگاریم. یعنی شرایط جدید را میپذیریم و با شرایط کنار میآییم، با مردم جدید و مشکلات کنار میآییم و به این نتیجه میرسیم که آیا من برای او فردی مناسب میباشم، و به درد او میخورم؟ به جای اینکه بگوییم او برای ما مورد خوبی است. |
|
برای انتخاب لازم است که به خودمان فکر کنیم، و مجموعه اطلاعاتی از خودمان را جمعآوری کرده و تمام خصوصیات و ویژگیهایمان را واقع بینانه بررسی نماییم. معمولاً مردم به دو صورت در مورد خودشان فکر میکنند. یا خودشان را خیلی نازنین میپندارند و یا اینکه میگویند، من چقدر ایراد دارم. قطعاً هر دو نگرش اشتباه است، ما هم خصوصیات خوب داریم و هم بد. ضرورتاً قبل از انتخاب باید به خودمان فکر کنیم و بهتر است که تمام خصوصیاتمان را بنویسیم. چهره، ظاهر، وضعیت فکر کردن، طول و عرض قامت، احساسات، اعم از مهربانی، ملایم بودن، عصبانیت، خشونت، خساست و حتی به بوی خودمان و هر آنچه که در وجودمان است باید فکر کنیم. در نهایت هر خصوصیتی را در مقایسه با افراد دیگر بررسی کرده و به خود نمره بدهیم، مثلاً مهربانیمان را در مقایسه با مهربانان و خشونتمان را در مقایسه با افراد خشن. برای گرفتن نتیجهی بهتر میتوانیم در جمع دوستان و یا جشن تولد و یا ... نظر دوستانمان را در مورد خودمان جویا شویم. میتوانیم در جلسات گروپ درمانی که به این منظور ترتیب داده میشوند شرکت کنیم. بهتر است نتایج حاصله از این شناخت را نیز در اختیار مشاورمان قرار بدهیم. |
|
بهتر است، افراد مجرد با یکدیگر و افرادی که زمانی متأهل بودهاند نیز با یکدیگر ازدواج نمایند، بهخصوص اگر از ازدواج قبل بچهای هم داشته باشند. |
|
حتماً باید قبل از ازدواج به بررسی ویژگیها و خصوصیاتهای بیمارگونهی خودمان بپردازیم و در سدد رفع آنها برآییم. یکی از کارهایی که قبل از ازدواج باید انجام بدهیم این است که ایرادهایمان را پیدا کنیم و آنها را باور کرده و بخواهیم که آنها را برطرف نماییم. مثلاً بررسی کنیم که چقدر نسبت به افراد سوءظن داریم، یا بلعکس چقدر صاحب حسن ظن میباشیم؟ آیا فردی وسواسی هستیم، بیتفاوتیم، آیا فردی مظرب و نگرانیم و دائماً احتمال وقوع حادثهی بدی را میدهیم؟ آیا خسیس و جمع کن هستیم! و یا ...، به هر حال قبل از ازدواج موظفیم که معایبمان را بررسی و رفع نماییم. |
|
در نوشتن نام یک فرد در شناسنامهیتان تعجیل نکنید. اگر کسی را شایسته دیدید و فکر کردید که با او زوج مناسبی میشوید، لازم است که مراحلی را طی نمایید. |
|
باید ملاقاتهای طولانی و چند ساعته با یکدیگر داشته باشید. شما باید طولانی مدت همدیگر را ببینید. حدوداً در مدت زمان 6 تا 12 ماهی که نامزد هستید، حداقل 10 جلسهی 10 یا 6 ساعته را با خانوادههایتان، در کنار یکدیگر بگذرانید. قطعاً با 2 تا 3 ساعت ملاقات داشتن و یا صرف غذا در رستوران، با آدم مبادی آداب، خوشتیپ و خوشبرخورد و مرتبی روبهرو میشوید، طبیعی است که دراین تایم کوتاه، مکالمات، حرفها و رفتارهای شما و طرف مقابلتان کاملاً کنترل شدهاند و لذا نمیتوانید شناخت درست و مناسبی از یکدیگر به دست بیاورید. |
|
اگر زمان کافی برای آشنایی با طرف مقابلتان را ندارید، حتماً به یک مشاور خوب در این زمینه مراجعه فرمایید، آنها با توجه به آگاهی و تجاربشان اطلاعات خوب و ارزشمندی را در اختیار شما قرار میدهند و به کمک راهنمایهای ارزشمندشان زودتر به نتیجه خواهید رسید. |
|
در این مدت سعی کنید، لحظاتی از عصبانی شدن و خشم طرف مقابلتان را ببینید، حتی میتوانید برای این کار اقدام به عصبانی کردن او نمایید، به هر حال بعضی از افراد در این حالت قابل تحمل هستند و برخی دیگر غیر قابل تحمل میباشند. هر یک از افراد در هنگام عصبانیت به گونهای ظاهر میشوند. عصبانیت بر حسب شخصیت ماست، بعضیها فحش میدهند، (از روی نوع فحش میتوان به شخصیت طرف مقابل پی برد) بعضیها قرمز میشوند، بعضی دیگر سکوت کرده و یا داد میکشند. برخی از افراد اشیائی را پرت میکنند و یا اقدام به کتک زدن مینمایند، چنین افرادی قطعاً انتخاب مناسبی نمیباشند، این افراد مریض هستند و آزار و اذیت زن و مرد و بچه حتی بین حیوانات هم مد نیست. بعضی از افراد فریاد میکشند و خیلی تند و تیز هستند، این افراد را نیز در همان ملاقاتهای اولیه رد کنید. |
|
در ملاقاتهای طولانی مدت میتوانید با خصوصیات و رفتارهای طرف مقابلتان آشنا شوید. بعضی از افراد خیلی ساکت هستند و اصلاً حرف نمی زنند و تکلم ندارند، شاید درون گرا باشند و یا شاید برعکس طرف مقابلتان ممکن است آنقدر حرف بزند و اصلاً به شما اجازه حرف زدن ندهد. بعضی از افراد بعد از این مدت خوب بهنظر میرسند و بهنظر میرسد که ما درک خوبی از طرف مقابلمان داریم تا آنجا که شاید ناگفته، حرفش را بفهمیم. اما اگر بعد از ملاقاتهای طولانی مدت، احساس کردید که از هم دورید و یکدیگر را نمیفهمید، به ارتباطتان خاتمه بدهید. |
|
استعمال از کلمات رکیک برای بعضی از افراد، عادت است و هیچ وقت از بین نمیرود. صاحبان این عادت را فراموش کنید. |
|
بعضی از افراد حتی زمانی که شما آرام در حال حرف زدن هستید، بلند حرف میزنند و صدایشان را بالا میبرند. این افراد نیز قابل تحمل نیستند و زندگی با آنها امکان پذیر نمیباشد. |
|
انتخاب برای ازدواج در واقع خاتمهی دوست داشتن است و باید منطقی بود. عشق و علاقه، دوست داشتن و... در این مدت کوتاه و محدود و بعد از 20 یا 30 ساعت آشنایی بیمعنا است، شما باید واقع بینانه و از روی منطق انتخاب کنید. |
|
داشتن ملاقات بدون وقت قبلی، هرچند که کار درستی نیست، ولی میتواند خوب باشد و شما را با نظم و ترتیب و برنامهریزی شخص مقابلتان بیشتر آشنا کند. |
|
روابط خانوادهها نیز در این مدت آشنایی مهم و تعین کننده میباشد. تیپ و شخصیت پدر و مادر طرف مقابلتان هم میتواند نقش مهمی در روابط شما با یکدیگر داشته باشد و تا حدودی به این موضوع پیببرید، که آیا به هم میخورید و یا اینکه با هم جور نیستید. |
|
روند یک رابطه اگر در این مدت (نامزدی) به سردی میل کرد، خودتان را تحمیل نکنید و با مهربانی خداحافظی کنید. |
|
در ا ین مدت فرصت را غنیمت بشمارید و در مورد خودتان حرف بزنید. صحبت در مورد خبرهای روز، سیاست و دیگر موارد را به بعد موکول نمایید. در این مدت ارتباط کلامی شما میتواند تعیین کننده باشد، محتوای کلام شما، نحوهی گویش شما و اطلاعاتی که میدهید، میتواند در حفظ روابط شما نقش داشته باشند. |
|
به تطابق چهره و وضعیت آرایش و لباس پوشیدنتان فکر کنید، این مورد مسئلهی خیلی مهمی است و باید به آن دقت نمود. |
|
باید به طرف مقابلتان اعتماد و اطمینان داشته باشید و نظرتان را خیلی راحت با او در میان بگذارید. آیا در این مدت به طرف مقابلتان اعتماد و اطمینان پیدا کردهاید؟ و خیلی راحت و بدور از هیچ اضطراب و نگرانی میتوانید نظریات خودتان را با او در میان بگذارید؟ معمولاً برخورد طرف مقابلتان چگونه است؟ اگر از جانب او مورد مؤاخذه قرار میگیرید و یا به شما توهین کرده و شما را مورد تمسخر قرار میدهد، در این صورت او را فراموش کنید و به ارتباط خود با او خاتمه بدهید. |
|
در این مدت به برخورد او با دیگران دقت نمایید و ببینید آیا او از شادی دیگران لذت میبرد و برای خشنود ساختن دیگران کاری انجام میدهد و یا فردی منزوی و گوشهگیر است. میتوانید به برخورد او با خانواده و افراد مختلفی که دراطراف شما و در ارتباط با شما هستند، مانند رانندهی تاکسی و یا صاحب کافیشاپ و یا رستوران و... دقت کنید. اگر طرف شما فردی است که به دیگران به دیدهی تحقیر مینگرد و آنها را ناچیز و حقیر میشمارد، در نهایت با شما نیز اینگونه برخورد خواهد نمود و برای شما ارزشی قائل نخواهد شد. |
|
سازگار بودن و همگونی خانوادهها برای ازدواج امری لازم و ضروری است. برای ازدواج لازم نیست که طرفین مثل هم باشند، شاید بتوان گفت که حدوداً 20 درصد توافق بین طرفین کافی است تا با هم بتوانند ازدواج کنند، ولی همگونی دو طرف تعیین کننده است و با سازگاری و همگونی است که میشود زندگی کرد. |
|
همگونی خانوادهها از نظر اقتصادی، تحصیلاتی و اجتماعی و همچنین زبان و ارتباطات حائز اهمیت میباشد و باید که به هم شبیه (البته شبیه، نه خیلی نزدیک) باشند. ما باید بهگونهای ازدواج کنیم که خانوادهی طرف مقابلمان ما را بپذیرد و حرفهای ما را بفهمد، برای مثال خانوادههایمان از نظر سطح تحصیلات باید با هم جور باشند، برای مثال خانوادهای که تمام افراد آن در بازار مشغول به کار میباشند با خانوادهای که تمام افراد آنها دانشگاهی هستند، سنخیتی ندارند. فرهنگ اقتصادی دو خانواده نیز باید به هم نزدیک باشد و از نظر عاطفی و سطح احساسات نیز باید دو خانواده به هم شبیه باشند. |
|
همگونی شخصیتی دو نفر نیز امری مهم بوده و باید دو نفر شخصیتی شبیه به هم داشته باشند. برای مثال اگر شما فردی اجتماعی، شلوغ و پر انرژی هستید جایز نیست با فردی ساکت و گوشهکیر ازدواج کنید. |
|
همگونی هوش و میزان تفکر دو نفر باید با هم مطابقت داشته باشد. برای مثال فردی که از مراتب بالای هوش برخوردار میباشند با فردی که ضریب هوشی کمی دارد نمیتواند ازدواج کند. از طریق تستهای روانشناسی و تداوم ارتباط با یک فرد میتوانید به این موضوع پیببرید. برای مثال گاهی به این نتیجه میرسیم که هرچه ما میگوییم، ایشان نمیفهمد. |
|
همگونی عاطفه و میزان گرمی و سردی عاطفهها نیز باید به هم نزدیک باشد. برای مثال بعضی از افراد ابراز میکنند که هرچقدر به طرف مقابلشان محبت میکنند، از درک آن عاجز است، اینان کسانی هستند که به این مورد بیتوجه بودهاند. اگر شما آدم مهربانی هستید حتماً باید با یک آدم مهربان ازدواج نمایید و اگر فردی نامهربانید، بهتر است که اصلاً ازدواج نکنید. |
|
ظاهر دو طرف باید به هم بخورد . برای این امر و همگون بودن ظاهرمان بهتر است که اول خودمان را در آینه نگاه کنیم و درک خوبی از خودمان داشته باشیم. |
|
سن دو نفر موضوع مهمی است و در ازدواج طولانی مدت باید حتماً مردها بزرگتر از خانمها باشند . از آنجا که رشد عاطفی خانمها نسبت به آقایان سریعترمیباشد لذا بهتر است که شریک زندگیشان از آنها بزرگتر بوده و پیشنهاد میشود که این اختلاف سن 4 تا 7 سال باشد، نه بیشتر. و اگر شما فردی جوان هستید، با افراد سالخورده چه خانم و چه آقا ازدواج نکنید. |
|
اصلاً به این مورد فکر نکنید که میتوانید شخصی را عوض کنید و یا برخی از رفتارهایش را به اصطلاح درست نمایید. بعضی از مردم اصلاً تغییر نمیکنند و حتی مشاوران نیز از این امر عاجزند. لذا هر کس را با توجه به همان خصوصیاتی که دارد بپذیرید و قبول کنید. |
|
به احساسات اولیه (First Intuition)، در ملاقات اول توجه داشته باشید، که آیا احساس اولیه شما خوب است و یا بد. این مهم است، رابطهای که خوب شروع شده، نگاهی که خوب منتقل میشود، روبهرو شدن با یک آدم کاملاً باتربیت و یک آدم نرم، نازنین و خوب و شخصی که از رفتار او، حالت توجه و علاقهمند بودن را درک میکنید. |
|
عاملی که باعث میشود تا یک مدت طولانی، در کنار یک فرد بمانید و او را به عنوان شریک زندگیتان همراهی کنید، شخصیت (personality) اوست. عاملی که ما را یک عمر در کنار یکدیگر نگه میدارد، خصوصیات ژنتیک و غیر ژنتیکی (اکستسابی) ماست. در واقع شخصیت، یک مقدار آن از ژن میآید، و از طریق خانواده به ما منتقل میشود. البته تمام صفات ژنتیکی ما قابل تغییر هستند. بخش دیگر شخصیت ما مربوط به صفات اکتسابی است، وبسیار حائز اهمیت میباشد. با توجه به گوناگونی شخصیتها، داشتن اطلاعاتی چند در این زمینه موجب میشود که ما طرف مقابلمان را بیشتر بشناسیم و بدانیم که آیا با یک فرد درونگرا، برونگرا و یا فردی متعادل روبهرو هستیم. در بسیاری از موارد ما از شناخت درست طرف مقابلمان عاجزیم و باید از نظر یک مشاور خوب در این زمینه مدد بگیریم. برای مثال یک دختر خانم شاد و شنگول و شلوغ نمی تواند با یک پسر آرام و سر به زیر ازدواج کند و یا فردی که از لحاظ عاطفی گرم است با فردی که از لحاظ عاطفی سرد است. به طور کلی افراد درونگرا افرادی ساکت، خجالتی و منزوی و بدون اشتیاق به ارتباط با دیگران هستند، به سختی با شما دوست میشوند ولی دوستی با آنها عمیق است، در نقطهی مقابل آنها افراد برونگرا قرار گرفتهاند، در دوستی با این افراد باید احتیاط کنید چون معمولاً دوستی با آنها سطحی است. افراد متعادل در بین این دو گروه شخصیتی قرار گرفتهاند و اگر خط فرضی 0 تا 100 را در نظر بگیرید، افراد درون گرا 0 و افراد برونگرا 100 و افراد متعادل و نرمال بین 35 تا 55 قرار گرفتهاند و افرادی هستند که هم برونگرا و هم درونگرا میباشند، برای اطلاعات بیشتر دراین زمینه میتوانید به مقالهی شخصیت مراجعه نمایید. |
|
به این نکته دقت داشته باشید که تشابهات شخصیتی و رفتاری میان افراد است که بقاء یک زندگی مشترک را تضمین مینماید. برخی معتقدند که گاهی اوقات تضاد میان افراد بیشتر جذابیت ایجاد میکند، ولی توجه داشته باشید که در یک رابطهی دوستانه و کوتاه مدت ممکن است تضاد جذابیت بیشتری ایجاد کند، اما علاقهای که بر مبنای کنجکاوی یا تنوع طلبی و تضاد شکل گرفته باشد پایدار نبوده و بالاخره روزی سرد میشود. |
با تشکر از توجه شما به این مقاله، امیدواریم مطالب آن برای شما مفید واقع شود. در صورتی که این مقاله مورد توجه شما قرار گرفته است توسط لینک "معرفی به دوستان" آن را با دوستان خود در میان بگذارید. لطفا نظرات، سوالات، و پیشنهادات خود را در بخش نظرات اعلام فرمایید. مطمئنا پیشنهادات شما در ارتقاء سطح کیفی مقالات سایت تاثیر بسزایی دارد.
-- گروه خوشفکر